محمد تقي جعفري

437

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

است ووصول بر آن بسيار مشكل است ، كوشش وتقلاى مداوم در راه حل آن موجب پيشرفت و تكامل انديشه ها مىباشد و به اين معنا در ابيات زير اشاره مىكند : ( ( 3222 ) ) عزت مخزن بود اندر بها كه بر او بسيار باشد قفلها ( ( 3223 ) ) عزت مقصد بود اى ممتحن پيچ پيچ راه وعقبه وراهزن ( ( 3224 ) ) عزت كعبه بود آن ناحيه دزدى اعراب وطول باديه به دست آوردن ارتباط انسان با خدا وتعيين موقعيت خود انسان در ارتباط مزبور مانند يك مادهء حياتى است كه هر كسى در هر زمان بايستى با كوشش خود به دست بياورد . تقليد در اين گونه مسائل عظمى مانند تقليد در اصل زندگى است كه طعم حيات را فاقد مىباشد . ( ( 3228 ) ) ور جوابش نيست مىبندد ستيز بر همان دم تا به روز رستخيز ( ( 3229 ) ) كه مهان ما بدانند اين جواب گر چه از ما شد نهان وجه صواب چنين است كار مكتبهاى بشرى ، مقدار محدودى از روشنايىها مخلوط با مقدار ديگر از تاريكىها . روشنايىها را خود ما مىفهميم ، تاريكىها را بزرگانمان اين است قانون هميشگى مكتبهايى كه با دست بشرى پرداخته مىشود و براى اصلاح حال مادى وروحى انسانها عرضه مىشود . وضع تا كنون چنين بوده است كه همواره بانيان مكاتب از مقدارى مشاهدات وتجربيات وتعريفات روشن مكتبى را به وجود آورده و با ادعاى كليت آن مكتب را به جوامع انسانى عرضه كرده‌اند ، براى مردم عامى همان مقدار از مشاهدات وتجربيات وتعريفات حقايق ابدى جلوه كرده ، اعتنايى به وجود تاريكىهاى مكتب نمىتوانند داشته باشند ، زيرا عاميان در مقابل كميت محدودى از روشنايىها به سرعت و بدون